Saturday, February 22, 2014

حوصله هیچکدومو ندارم

لعنت به دنیا
هیچ وقت ترکیب تفریح و خاطره رو باهم نفهمیدم.
زندگی مثه یه سر گیجه تو یه ظرف گرد روی یه چرخ گردون، رویا، خاطره، گذشته، آروزو رو چنان بهم مالیده که از بین پنج حسی که گیره ی دستگیره گذشته به لباس آینده خلوت فرداتو پره برگ زرد دیروز کرده؛ هیچ کدوم نمی تونه فرقشو بگه.
سطح سترونین ناقل های عصبیم اومده پایین. خیلی پایین...
دلت آروم آروم می زنه. یه جورایی استرس داری. دستات یکم عرق سرد کرده. چشات بالای دیوارو دنبال می کنه. گوشیت تو دستت، دائم هماهنگیارو چک می کنی. منتظری تا روزش برسه. به همه چی فکر میکنی. واسه هر ثانیه برنامه می ریزی. خوشحالی. انگار قراره زندگیت از مسیرش عوض شه یا همه چی تموم شه یا شایدم شروع شه، نمیدونم. فقط می دونم که انگار داری می ری بالای یه تپه تا بپری پایین. خیلی طول می کشه تا برسی بالا ولی پریدن. فقط چند ثانیه...
نمیدونم الان کجای این تپه ی لعنتیم. پریدم یا بالا میرم. دارم به پریدن فکر می کنم یا صحنه ی پریدن تو ذهنمه یا شاید اصن تو خواب دیدم. شاید دوست دارم اینجوری بپرم. شاید فقط زندگیم داره توی یه خواب جلو میره. تو حالت مصرف یه دارو خواب آور. تو یه حال مسخره.
مرگم میاد. مــــرگ...
خواب دیدم. تموم شد.فقط چند ثانیه شد.
نشستم این پشتو دارم دونه دونه حسامو روی میز می چینم تا دوباره بسازمش.
 گوش می دم
 به یه سری پیچ های بالا پایین و چندتا ریتمی از خاطرات یه سری آدم که اونقدر گوش دادیم بهشون که بتونیم باهاشون یاد خاطرات خودمون بیوفتیم.
بو می کنم. بوی چی؟!
هــِه!! بوی مکافات چَپِ روبه روت، توی باد.
می بینم.
 آبی روز بالا سر، گردیه چهارده روزه تو شب. یه جفت رقص مسخره زیره بازو بسته شدن خیسی بعد زل زدن تو نور چراغ. رد جرو بحثو بی خوابی روی بازو. می بینم لمس کردن کمتر از یه جین هم بازی همون مکافات مزخرف حلقه حلقت رو.
می بینمو بو می کنمو می سوزونم چشامو با نخ آخری.
میچشم طعمیرو که باید می چشیدم. درست جایی که نباید می چشیدم. هموم موقع که فقط از شش تا حس همینش کم بود. همه چی بود. همه چی بود. نه اصن. نمی دونم شاید اونیکه باید می بود نبود.
اصن به درک که بودو این نبود...

نه دیگه. دیگه از خیره این یکی مونده به آخریو آخری بدجور بگذر. بذار تو حال خودم باهم دیگه بسازم اون فقط چند ثانیمو...
نمی خوام بنویسم. نمی خوام کسی بدونه چه مرگمه.

حوصله هیچکدومو ندارم.